Site Title


 


بهار شد، در میخانه باز باید کرد
به سوی قبله عاشق، نماز باید کرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد
که دل ز هر دو جهان، بی نیاز باید کرد

کنون که دست به دامان سرو می‏نرسد
به بید عاشق مجنون، نیاز باید کرد

غمی که در دلم از عشق گُلعذاران است
دوا به جام میِ چاره ساز باید کرد

کنون که دست به دامان بوستان نرسد
نظر به سرو قدی سرفراز باید کرد




روح الله موسوی خمینی


قبله عاشق

 
hal-signalsistemtechno-electro.com.zip [3,97 مگابایت] ( تعداد دانلود: 93)
 
با عرض سلام دوستانی که تمایل به اهدای خون دارند بیمارستان والفجر بالاتر از بازار روزهای 3 شنبه هر هفته از ساعت 8 تا 12 خونگیری میکنه میتونید مراجعه کنید.
نکته دیگه اینکه 2 ساعت قبل از اهدا حتما صبحانه میل بفرمایید.
 
"یک جدایی" با طعم افتخار


جدایی نادر از سیمین به عنوان بهترین فیلم جشنواره فجر 29 از نگاه مردم و در حالی که شاهکاری به نام جرم از مسعود کیمیایی سیمرغ فیلم اول جشنواره را گرفته بود راهی فستیوال برلین شد . موفقیت بی چون و چرای فیلم در برلین ، سکوی پرتابی شد برای مطرح شدن در سینمای جهان . بعد از آن موفقیت در آسیا پاسفیک ، انجمن منتقدین شیکاگو ، تورنتو ، ونکور ، بریتانیا ، گلدن گلاب و در نهایت نامزدی بهترین فیلمنامه ( در کنار اسطوره ای همچون وودی آلن ) و برنده شدن بهترین فیلم خارجی زبان در آکادمی اسکار برای ایران و سینمای ایران تاریخ ساز شد .
حالا چندین سال پس ازدر خشش طعم گیلاس و بچه های آسمان سینمای ایران در بالاترین درجه و اعتبار در تاریخ خودش قرار دارد . درجه و اعتباری که بعید است فیلم دیگری حالا حالا ها بتواند برای سینمای ایران به ارمغان آورد .

در طول یکسالی که جدایی نادر از سیمین از روزهای اکران در جشنواره فجر طی کرد تا به اسکار برسد ، واکنش های مختلفی در مورد موضوعاتی که فیلم ارائه می دهد و چگونگی نگاهی که جامعه بین الملل به این فیلم دارد مطرح می شد

متاسفانه در این مدت موفقیت هایی که فیلم کسب می کرد ، با اظهار نظر ها و جبهه گیری های بعضا منفی برخی کارگردانان و فیلمسازان مطرح و همچنین نهادهای رسمی سینمای ایران و بی توجهی محض صدا و سیما و دیگر رسانه ها همراه بود

باید واقعا بررسی و فکر بکنیم که این موفقیت ها برای ما افتخار بزرگی نیست ؟ آیا واقعا جدایی نادر از سیمین سیاه نمایی می کند ؟ مطرح شدن این فیلم در جهان به نفع جامعه ما نیست ؟ موفقیت های فوق العاده آن تحت تاثیر نگاه سیاسی به آن است ؟

یکم باید حوصله کنید و با هم بریم جلو

... قاضی : این همه بچه تو این مملکت زندگی می کنه خانوم . یعنی هیچکدوم آینده ندارن ؟
سیمین : من ترجیح می دم بچه ام تو این شرایط بزرگ نشه . به عنوان مادر این حقو دارم
قاضی : کدوم شرایط ؟

سیمین جواب نمی دهد .
این جملات آغازین فیلم شاید از همان اول ذهن ما را به این سمت ببره که موضوع فیلم بر این بنا شده که ایران امروزی فضای مناسبی برای تربیت فرزندانش ندارد .
ویژگی اصلی جدایی نادر از از سیمین این است که بدون به وجود آوردن قهرمان داستان و شخصیت منفی ، فیلم نامه ای فوق العاده پر چالش و هوشمندانه به ما ارائه می دهد . فیلم هیچ گونه جهت گیری به سمت شخصیت ها ندارد .سعی ندارد حرفش رابه بیننده تحمیل کند.

درسته . سیمین قصد مهاجرت داره و از شرایط جامعه راضی نیست . اما در مقابل سیمین ، نادر هم وجود دارد . شخصیتی که چه برای من ایرانی و چه برای اون غیر ایرانی که فیلم رو می بینه شاید خیلی بیشتر قابل احترام باشه . در پایان فیلم ما سیمین را برنده داستان نمی بینیم که این نتیجه گیری را بکنیم . نادر پای حرفش ایستاده و دلیلی برای مهاجرت کردن نمی بیند .دخترش را با اشتیاق تربیت می کند و به آینده او امیدوار است . حتی در صحنه ای این نادر است که به سیمین می گوید :
تو هر موقع هر مشکلی تو زندگیت پیدا کردی یا فرار کردی ازش ، یا دستاتو بردی بالا تسلیم شدی . تو یه کلمه به من بگو واسه چی می خوای از این مملکت بری ؟ هان ؟ می ترسی وایسی

قضیه مهاجرت بهانه ایست برای جدا شدن .برای آغاز فیلم . داستان بر روی آن شکل می گیرد و در طول فیلم به حاشیه می رود تا چالش های مهم دیگر نشان داده داده شود . کاری ندارم به این که ایران چه جوریه . چه مشکلی داره ، چه مشکلی نداره . مهم اینه که نظر فیلمساز تحمیل نمی شود به بیننده .

نگاه جدایی نادر از سیمین به اجتماع است . به رفتارهای انسان ها در مقابل هم . به دروغ و دروغ و دروغ . دروغ هایی که توجیه های کاملا منطقی برای آنها وجود دارد . دروغ هایی که هر کدام از ما هم که بودیم دچار آنها می شدیم در حالی که به زشت بودن آنها آگاهیم .

مسائل ومشکلاتی که فیلم مطرح می کند ، مخصوص و محدود به جامعه ایران نیست که بگوییم فیلم سیاه نمایی میکند . مسئله تمام انسان هاست . هر کسی می تواند داستان فیلم را لمس کند و با آن ارتباط برقرار کند .
فقر ، اختلافات داخل خانواده ، مشکلات دختر نوجوانی که در سن بلوغ است ، تعهد فرزند به پدر سالخورده اش ، خود خواهی آدم ها ، عدم داشتن صداقت ، شعار دادن و عمل نکردن ، متمدن بودن و منطقی عمل نکردن ، لج و لجبازی ، همه وهمه مشکلاتی هستند که برای همه در هر جامعه ای وجود دارد .

نکته دیگری که خود من هم با آن تا حدی مشکل دارم ، مذهبی تر نشان دادن آدم های فقیر فیلم هست . بهتر است بگوییم مذهبی انتخاب کردن شخصیت های فقیر . من نمی دونم که هدف فیلمساز این بوده یا نه . ولی برداشت شخصی خود من اینه که فرهادی کم نمی خواسته کنایه به این قضیه بزنه که آدم های فقیر تر و ضعیف تر جامعه گرایش بیشتری به مذهب دارند تا قشر مرفح جامعه . البته این را هم فراموش نکنیم که از آن طرف تعهد و پایبندی و ایمان به مذهب خیلی زیبا به تصویر کشیده شده است . اگر در جاهای معدودی صداقت وجود دارد در طول فیلم ، همه به خاطر اعتقاد و ایمان به مذهب است .

مشکل دوستان با اصغر فرهادی در این است که او در فیلم هایش چه چه و به به نمی کند . چه شهر زیبا ، چه چهارشنبه سوری ( که به نظر من خیلی بیشتر از این ها لایق دیده شدن بود ) و چه این دو فیلم آخرش ، متمر کز می شوند بر نکوهش دروغ و عدم داشتن صداقت . پایان فیلم ها غالبا تلخ هستند . باید هم باشند . نتیجه ی رفتار بد باید پایان بد و نا امیدانه و البته قابل تامل و تاثیر گذار باشد که هست .

ادعا می کنیم که سینما را به عنوان هنر هفتم قبول داریم . معاونتی سینمایی تشکیل می دهیم . از بیت المال به طور سرسام آوری برای آن هزینه می کنیم ، یک مشت فیلم مزخرف تحویل مردم می دهیم . شش میلیارد برای فیلمی هزینه می کنیم که 300 میلیون می فروشد ، چهارمین تولید کننده محصولات نمایشی در دنیا می شویم و هیچ نتیچه و برداشتی از آن نداریم که هیج ، عقب گرد هم می کنیم .

اخبار شبانگاهی اعلام می کند جدایی نادر از سیمین به عنوان نماینده ایران به اسکار فرستاده شد . نامزد اسکار می شود . برنده اسکار هم می شود اما انگار نه انگار .
خبرگزاری فارس متن سخنرانی فرهادی را تحریف می کند و با نسبت دادن ترکیباتی چون " دشمنی با غرب و یا مساله هسته ای ایران " به متن سخنرانی وی ، تمام تلاش فرهادی را در خوب جلوه دادن مردم سرزمینش به هدر می دهد .

اگر نقطه آخر ورزش المپیک باشد ، نقطه آخر هنر سینما هم اسکار است . بله هدف از ورزش سلامتی است ، هدف از هنر هم چیزی است والا تر از این حرف ها . ورزش در جایی غیر از مسابقات هم حتما انسان را به سلامتی هم می رساند . اسکار هم مسلما معنای واقعی هنر را به همراه ندارد . اما موفقیت در آن مثل طلا گرفتن هادی ساعی ، مثل صعود تیم ملی به جام جهانی ، مثل شگفتی های تیم ملی والیبال مثل موفقیت های علمی نام ایران و ایرانی را بر سر زبان ها می آورد

فقط ادعا نکنیم که هنر را از سیاست جدا می کنیم و هیچ گونه عملی به این ادعا مشاهده نشود . بله آمریکا دشمن ماست اما واقعا چرا باید موضوعی که تمام دنیا به آن چشم دوخته اند و اخبار آن به عنوان اخبار هنری در سرتاسر دنیا منتشر می شود را با عنصر کثیفی به نام سیاست قاطی کنیم و خودمان شیرینی آن را به کام خودمان تلخ بکنیم . الان با این همه هجمه تبلیغاتی و دید منفی که علیه مردم ایران وجود دارد ، چه چیزی زیباتر و موثر تر از این که یک نماینده از ایران ، صحبت درباره فیلمش را رها کند و سلام کند به مردم سرزمینش و در اوج موفقیتش در مقابل دیدگان همه جهانیان اعلام کند که مردم کشورم مردمی صلح دوست هستند و به هر کشور و جامعه ای احترام می گذارند و هر گونه ظلم و ستمی را نفی می کنند .

موفقیت جدایی نادر از سیمین ، صرفا برای اصغر فرهادی وتیمش نیست . برای همه ماست .نگران نباشیم . ما هیچ بهایی برای این پیروزی نپرداخته ایم . چیزی از اعتبار مردم ایران کم نمی شود که به آن افزوده می شود .

شاهکار به یاد ماندنی فرهادی را دوست بداریم و به او برای این همه افتخاری که برای ایران در طول این یک سال کسب کرد و خدمات ماندگاری که با فیلم هایش برای به روز کردن سینمای ایران ارائه داد احترام بگذاریم

شاد باشید
 

انالله و انا الیه راجعون

«و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید»

مطهره جان! از شنیدن خبر فوت شوهرخواهر بزرگوارتان بسیار متاثر شدیم. حتی خبر شاگرد سومی تو در ورودی های 89 الکترونیک هم نتونست ذره ای از این غم بزرگ رو از وجود ما بیرون کنه.
در غم از دست دادن عزیزان به سوگ نشستن صبری میخواهد عظیم ، برای شما و خانواده محترمتان صبر و شکیبایی و برای آن عزیز در گذشته غفران و رحمت واسعه الهی را خواستارم...